1- استادیار، گروه علوم اجتماعی، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی، سازمان «سمت»، تهران، ایران
2- استادیار، گروه مطالعات ادبی، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی، سازمان «سمت»، تهران، ایران
چکیده: (208 مشاهده)
این پژوهش با هدف بازخوانی بدن و تجربهی بیماری در متون تاریخی پزشکی، به تحلیل جامعهشناختی خلاصهالتجارب، اثر برجسته بهاءالدوله رازی میپردازد. مطالعه حاضر با کاربست روش تحلـیل محتوای کیفی و بهرهگیری از چهارچوب نظری جامعهشناسی پزشکی (شامل نظریه نقش بیمار، تعامل نمادین، تضاد اجتماعی و رویکرد بومشناختیاجتماعی) نشان میدهد که تجربه بیماری و بازنمایی بدن در اواخر عهد تیموری تا اوایل صفوی، نه پدیدهای صرفاً زیستی، بلکه برساختی پیچیده از عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و محیطی بوده است. یافتهها از آن حکایت دارد که بدن فراتر از واقعیتی فیزیولوژیک، یک «متن اجتماعی» محسوب میشود؛ متنی که سبک زندگی، طبقهی اجتماعی، رژیم غذایی، جنسیت و تنوع قومی در آن نقش بستهاند. در خلاصهالتجارب، برای مثال، صحرانشینان و برزگران به دلیل عادت به سبک زندگی سخت و تغذیهی توانزا، بدنی مقاوم دارند؛ درحالیکه شهرنشینان و اشراف، به سبب کمتحرکی و عادت به غذاهای لطیف، بیشتر در معرض بیماریهای مزمن هستند. زنان در متن حاشیهای و محدود بازنمایی شده و تجربه بیماری آنها تحت تأثیر محدودیتهای اجتماعی و خشونت است. نظام پزشکی این دوره، با وجود سلسلهمراتب اجتماعی، حق نسبی درمان را برای همه اقشار قائل است و بیماریهای همهگیر، سیاستهای شهری و اقدامات پیشگیرانه، پیوند زیستسیاست، محیط و سلامت عمومی را نشان میدهند؛ افزونبراین، تلفیق طب سنتی، خرافه و تنوع قومی پزشکان، تجربهی بیماری را به فرایندی چندلایه، اجتماعی و فرهنگی تبدیل کرده است. مطالعه این متن، امکان فهم تاریخی و اجتماعی و فرهنگی بدن و بیماری، همچنین، تعامل میان پزشکی و ادبیات و جامعه را فراهم میسازد.
شمارهی مقاله: 8
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تاریخ پزشکی دریافت: 1404/12/19 | ویرایش نهایی: 1405/7/4 | پذیرش: 1405/5/3 | انتشار: 1405/1/1