مرکز تحقیقات آموزش علوم پزشکی، پژوهشکده مدیریت سلامت و ارتقاء ایمنی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز، ایران
چکیده: (724 مشاهده)
مراقبتهای سلامتی، علاوه بر اینکه از حقوق تصریحشده در بیانیهها و اعلامیههای مختلف جهانی در حقوق بشر هستند، کارکرد دیگری نیز برای توسعهی جوامع بشری دارند. چهار اصل اخلاقی زیستپزشکی ارائهشدهی بوشامپ و چیلدرس، در تحلیل و تصمیمگیریهای اخلاقی نقشی بسزا دارند؛ جنبههایی دیگر نیز وجود دارند که در این اصول کمتر خودنمایی میکنند، اما خود بهعنوان اصول و قواعد ضروری در سیاستگذاری و برنامهریزیهای کلان و خُرد حوزهی سلامت باید مدنظر قرار گیرند. دو نمونه از این قواعد اساسی که جایگاهی ویژه دارند، اصل همبستگی یا انسجام اجتماعی و اصل پایداری و تداوم خدمات است. اصل همبستگی اجتماعی، به چگونگی اتحاد و پیوستگی و همکاری جامعه اطلاق میشود. جامعهی اجتماعی منسجم، جامعهای است که تنوع فرهنگی را دربرمیگیرد، به حقوق بشر و حاکمیت قانون احترام میگذارد و تعهد مشترک به نظم اجتماعی و مسئولیت جمعی را نشان میدهد. همبستگی (Solidarity) اجتماعی میتواند خطرات سلامتی را در محیطی که در آن روابط قوی جامعه، در نتیجهی همکاری برای بهاجرادرآوردن شرایط شکوفایی و زندگی عاری از ناتوانی و بیماری شکل گرفته است، کاهش دهد. از سوی دیگر، نظام سلامت، متعهد به ایجاد و حفظ محیط مراقبتی پایدار و باکیفیت است. پایداری و تداوم خدمات، زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که قوانین مرتبط با وظایف اخلاقی مطلوب، همچون: بهحداکثررساندن منافع ممکن، موازنهی مزایا در برابر خطرات، رفتار عادلانه با دیگران (حتی نسلهای آینده) و احترام به حقوق عامهی جامعه لحاظ شده باشد. تداوم در مراقبتهای سلامتی بدان معناست که مردم از این طریق، هماهنگی میان خدمات سلامت و توجه بیشتر به آن را به دست خواهند آورد. نبود تداوم و استمرار در سیاستهای سلامت و ارائهنشدن مداوم خدمات بهداشتیدرمانی میتواند بزرگترین آسیب را به حس اعتماد عمومی مردم برساند. درک مفهومی از تداوم و پایداری خدمات سلامت در اخلاقیات سلامت عمومی ضروری است؛ بهخصوص اگر بتواند نشان دهد که در کنار سایر اصول، موقعیتی را فراهم میسازد تا سیاستها و برنامهها و خدمات سلامتی به دور از تنشهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، دسترسی به بالاترین سطح سلامتی را ممکن میسازند؛ البته تداوم و پایداری خدمات، به معنای سکون خدمات و پاسخندادن به نیازهای بهروز مردم و جوامع نیست. فراموشی این دو اصل یا قاعده در سیاستگذاری و طراحی برنامههای سلامت، به اعتماد عمومی جامعه و در نهایت، به شاخصهای سلامتی فردی و اجتماعی، آسیب جدی وارد میسازد. نوشتهی حاضر بر اهمیت ادغام اصول انسجام اجتماعی و پایداری در چهارچوبهای سیاست سلامت، برای ایجاد اعتماد، اطمینان از دسترسی و توسعهی نتایج بلندمدت سلامت عمومی تأکید دارد.
نوع مطالعه:
سخنرانی |
موضوع مقاله:
یازدهمین کنگره اخلاق در سلامت - سخنرانی دریافت: 1404/5/26 | ویرایش نهایی: 1404/10/22 | پذیرش: 1403/10/2 | انتشار: 1403/10/2