Etemaad J, Jowkar B, Dabbagh H. The Content Analysis of Student’s Justificatory Reaction to Altruistic Actual Situations: Testing Adequacy of Bandura's and Shalvey's Models. IJMEHM 2019; 12 :231-248
URL:
http://ijme.tums.ac.ir/article-1-6150-fa.html
اعتماد جلیل، جوکار بهرام، دباغ حسین. تحلیل محتوای واکنشهای توجیهی دانشجویان به موقعیتهای عمل نوعدوستانه: آزمون میزان بسندگی مدلهای بندورا و شالوی. اخلاق و تاریخ پزشکی ایران. 1398; 12
() :231-248
URL: http://ijme.tums.ac.ir/article-1-6150-fa.html
1- دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، دانشکدهی علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2- استاد روانشناسی تربیتی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3- استادیار وابستهی مؤسسهی علوم شناختی تهران، تهران، ایران
چکیده: (2548 مشاهده)
اینکه ما خود را «کمتر شر» یا «قدیستر» بدانیم، دو مقولهی متفاوت در ارزیابی عمل اخلاقی است که انگیزش و میزان کامیابی در هر یک متفاوت است. تحقیق حاضر بر آن است تا پس از مرور مکانیزمهای توجیهی در چهار موقعیت واقعی که متضمن عمل نوعدوستانه است، بسندگی مدلهای فعلی سنخشناسی توجیه معطوف به عدم درگیری اخلاقی را از لحاظ شمول بیازماید. این تحلیل، با هدف وضوحبخشیدن به رفتارهای پیچیدهی کنشگر اخلاقی و تسهیلکردن داوری اخلاقی در یک فضای تحلیلیتر و همچنین محکخوردن مدلهای رایج در زمینهی طبقهبندی اقسام توجیه در دو موقعیت «کمتر شر بودن» و «قدیستر» بودن انجام شده است. شرکتکنندگان پژوهش ۷۱ دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه شیراز بودند که به شیوهی در دسترس انتخاب شدند. به منظور ارزیابی نحوهی واکنش شرکتکنندگان به موقعیتهایی که مستلزم عمل نوعدوستانه است، چهار موقعیت واقعی عمل نوعدوستانه طراحی شد. پاسخها و توجیههای ارائهشده در صورت همکارینکردن با طرح نوعدوستانه، مورد تحلیل محتوای جهتدار قرار گرفت. در مواجهه با طرحهای نوعدوستانه، سنخ بعضی از توجیهاتی که افراد بهعنوان دلیل امتناع میآوردند مطابق با مکانیزمهای اشارهشده در پیشینه بود؛ علاوهبرآن دو دسته توجیه نیز وجود داشت که با مقولات موجود در پیشینه قابل فهم نبود. این دو دسته مطابق با مضامین محوریشان، توجیه خود-اولویتمدار و توجیه دیگر-اولویتمدار نامگذاری شد. نتایج متضمن تأییدی بر تفکیک مورد نظر کلین و اپلی در انگیزش معطوف به کمتر شر بودن و انگیزش معطوف به قدیستر بودن بود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
دریافت: 1398/4/1 | پذیرش: 1398/7/3 | انتشار: 1397/12/24