1- استادیار، مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی، گروه آموزشی اخلاق پزشکی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
2- دانشجوی دکترای تخصصی اخلاق پزشکی، مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
چکیده: (2995 مشاهده)
در سالهای اخیر، در ادبیات اخلاق پزشکی و در خصوص رابطهی پزشک و بیمار، بهطوری گسترده، به حقوق بیمار پرداخته شده است؛ اما حقوق طرف دیگر این رابطه، کمتر در کانون توجه قرار گرفته و بیشتر، تکالیف او مطرح بوده است. از حقوق پزشک، دو تلقی میتوان در نظر گرفت؛ حقوقی که در تقابل با حقوق بیماران قرار میگیرد و حقِ تعالی و بهبود نفس. در این نوشتار که بهصورت مقالهای نظری ارائه شده، سعی بر این بوده است تا دلایل این کمتوجهی و عوارض ناشی از آن، بیان شود. عقیدهی سنتی بر وجود قدرت نامتوازن در رابطهی پزشک و بیمار، تأکیدنکردن اصول اخلاق پزشکی به خود پزشک، نبود ساختارهای حمایتی، رواج مشتریمداری در پزشکی و رویکرد حرفهمندی افراطی را میتوان از دلایل بیتوجهی به حقوق پزشکان در ادبیات اخلاق پزشکی دانست. ادامهی این امر، عوارضی گوناگون در پی دارد؛ عوارضی مانند برهمخوردن توازن در کار و زندگی پزشک، شکلگیری خشونت نمادین در جامعهی آنها، فرسودگی شغلی و نادیدهانگاشتن اصل سپاس و قدردانی و درنهایت، رعایتنشدن حقوق بیماران. نتیجه اینکه در کنار لحاظ کردن اولویت حقوق بیماران، توجه به حقوق پزشک، بهنحوی مقوم رعایت حقوق بیمار است که از اهداف اولیهی اخلاق پزشکی به شمار میرود و بدین سبب باید مد نظر قرار گیرد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
اخلاق بالینی دریافت: 1398/3/4 | پذیرش: 1398/6/13 | انتشار: 1397/12/24