توانمندی نگرش مثبت و عملکرد مناسب پرستاران در رویارویی با واقعهی مرگ، به میزانی زیاد، از اعتقادات مذهبی آنها اثر میپذیرد. یک متغیر مهم مذهبی، نوع جهتگیری مذهبی درونی (عملیکردن باورهای دینی در همهی رفتارها و اعمال) و بیرونی (استفادهی ابزاری از بهجاآوردن باورهای دینی، برای کسب منافع مادی) آنهاست. هدف این مطالعه، بررسی رابطهی جهتگیری مذهبی و نگرش به مرگ دانشجویان پرستاری بود. نوع پژوهش، مقطعیهمبستگی بود. ۲۰۲ نفر دانشجوی پرستاری دانشکدههای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی لرستان، در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۷، با روش نمونهگیری طبقهای تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای مطالعه، شامل پرسشنامههای جهتگیری مذهبی آلپورت و مقیاس استاندارد نگرش به مرگ (DAP-R) بودند. بعد از کسب رضایتنامهی کتبی، مشارکتکنندگان، پرسشنامهها را تکمیل کردند. دادهها، با نرمافزار SPSS ۱۸ و آزمونهای آماری تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شدند. مشخصات دموگرافیک مشارکتکنندگان عبارت بود از: ۵۱,۵ درصد زن، میانگین سنی ۲۱.۷ سال، ۸۹.۶ درصد مجرد، ۹۵.۵ درصد دانشجوی مقطع کارشناسی، ۵۳ درصد مقیم خوابگاه، ۹۴.۶ درصد شیعه و ۵۰.۵ درصد دارای تجربهی دیدن مرگ. میانگین نمرهی جهتگیری مذهبی درونی، بیشتر از بیرونی و در دو جنس، یکسان بود. تفاوت میانگین نمرهی جهتگیری درونی با پذیرش فعالانهی مرگ، همبستگی مثبت (۰,۰۰۱P<) و با اجتناب از مرگ، همبستگی معکوس منفی معناداری داشت (۰,۱۷-/۰.۰۱p=). جهتگیری بیرونی، با ترس از مرگ و پذیرش با گریز، همبستگی مثبت معناداری نشان داد (۰,۰۰۱P<). تفاوت میانگین نمرهی هر دو جهتگیری مذهبی، برحسب جنسیت، وضعیت ﺗﺄهل و مذهب، معنادار نبود (۰,۰۰۱P>). بین ترس از مرگ و اجتناب از آن و پذیرش با گریز، برحسب جنسیت و از نظر پذیرش یا گریز با داشتن تجربهی دیدن مرگ، ارتباطی معنادار دیده شد (۰,۰۱p=). بین نگرش به مرگ و تجربهی مرگ خانواده، ارتباطی معنادار وجود نداشت (۰,۰۰۱p>). یافتهها نشان دادند که نوع جهتگیری مذهبی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با نگرش به مرگ و پذیرش یا گریز از آن، عاملی ﻣﺆثر بر سلامت افراد و کیفیت ارائهی مراقبت از بیماران محتضر، است.