دوره 5، شماره 2 - ( فروردین ماه 1391 )                   جلد 5 شماره 2 صفحات 45-57 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- مرکز تحقیقات فلسفه و تاریخ پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز ، Kazemi1338@gmail.com
2- دانشکده‌ی مهندسی معماری، دانشگاه هنر اسلامی تبریز
3- مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
4- دانشگاه آزاد اسلامی اهر
چکیده:   (10089 مشاهده)
در متون دینی و در همه‌ی فرهنگ‌ها، پایان زندگی با سختی‌های ناشناخته و اضطراب توصیف شده است. مرگ مرحله‌ی انتقالی تجربه نشده‌ای است که انسان پیوندهای خود را با جهان مأنوس خود می‌گسلد و در عالمی اسرارآمیز گام می‌گذارد که در فرهنگ اسلامی برای گذر از این مرحله توصیه‌هایی وجود دارد. در حوزه‌ی اخلاق پزشکی در مورد بیماران مشرف به موت و احساس درماندگی آنان مباحث عدیده‌ای وجود دارد و مراقبت‌های پایان حیات، تسکین درد، مدیریت محیط و لحظات احتضار بیمار، مرگ در آرامش، تسکین آلام اطرافیان بیمار مشرف به موت و... در عرصه‌ی اخلاق پزشکی نه تنها توصیه می‌گردد؛ بلکه حتی قسمتی از حقوق بیمار و وظایف کادر پزشکی است. مفهوم مراقبت‌های پایان حیات، افزایش کیفیت زندگی بیمار مشرف به موت است، ولی پروتکل‌های کنترل و تسکین درد، برنامه‌های بالینی و کیفیت مراقبت استاندارد در همه‌ی جوامع یکسان نیستند. اجرای این پروتکل‌ها مفهوم توجه به تمامیت جسمانی و هویتی بیمار و جایگزینی فرهنگ بیمار‌محوری به‌جای فرهنگ بیماری محوری مرسوم را در خود دارد. داغدیدگی اطرافیان بیمار پس از مرگ وی با سوگ و سوگواری در سه مرحله‌ی اجتناب، مواجهه و سازگاری ظاهر می‌شود. سوگواری نحوه‌ی ابراز افکار و احساسات داغدیدگان است و مدیریت عالمانه‌ی سوگ از بروز ناهنجاری‌ها و احیاناً آسیب‌های اجتماعی ناشی از فقدان بیمار فوت شده جلوگیری می‌نماید و هدف این نوشتار نیز بررسی بعضی از ابعاد این موضوع با رویکرد به اخلاق پزشکی است.
متن کامل [PDF 193 kb]   (6553 دریافت)    
نوع مطالعه: مروری | موضوع مقاله: اخلاق زیستی
دریافت: ۱۳۹۲/۳/۲۵ | پذیرش: ۱۳۹۲/۶/۲۴ | انتشار: ۱۳۹۲/۶/۲۴